گشت هایی در تور تاجیکستان هست که هیچ کس به شما این اطلاعات را نمی دهد با ژیوا هر کشور را ژرف بگردیم
1.روستا و درّه زيبای يغناب بهشتی دیگر در زمین
درّه یغناب در بین ۸۰۰ تا ۳۰۰۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شدهاست و در 150 كیلومتری شمال پایتخت تاجیكستان (شهر دوشنبه) فضایی زیبا به شهر بخشیده . درّه كمی قبل از گذرگاه انزاب شروع شده و حدود 60 كیلومتر طول دارد. درّه توسط رودخانههای كومبیل و برزنگا شكل گرفته كه از یخچالهای طبیعی تقاطع كوهستانی تاكالی سرچشمه میگیرد. انشعابات رودخانههای یغناب به رودخانه زرافشان جاری میشود و محدودهی زرافشان را از محدوده حصار جدا میكند. قسمت بالایی درّه به دلیل چمنزارهای باشكوه به دامنه كوههای آلپ مشهور میباشد. منطقه جمعیت دائمی ندارد. تنها در تابستان چوپانها، گاوها و گوسفندهایشان را برای چرا به اینجا میآورند.در نیمهراه رودخانه جایی كه درّه نسبتا باز و عریض است، در ارتفاع 2300 متری از سطح دریا روستاهای كوچكی وجود دارد، كه مردم یغناب در آن زندگی میكنند. آنها گروه مشخّصی از تاجیكها و از نوادگان مستقیم سغدیان هستند. زبانشان یكی از گویشهای زبان سغدی باستان است كه توسط نیاكان تاجیكهای امروز تا زمان فتح آسیای مركزی در قرن هفتم و هشتم توسط عربها، استفاده میشد.
2.مجموعه معماری حضرت شاه در شهر استروشن تاجیکستان
مجتمع معماری تاريخی حضرت شاه در بخش قديمی شهر استروشن واقع شده كه متشكل از 3 ساختار مذهبی است. آرامگاه حضرت شاه، آرامگاه خدايار ولعمی و مسجد حضرت شاه و(همچنين مسجد نمازگاه) كه به شكل نيم دايرهای اطراف يك چشمه آب چيده شدهاند. حضرت شاه نام روحانی است كه در آنجا تدفين شده. طبق افسانههای شفاهی وی برادر كاظم بن عباس است كه به طور فرضی در قرن يازدهم در مجتمع شاه زند سمرقند تدفين شده و عموزادهی حضرت محمّد(ص) میباشد. در قديم قبرستان، مدرسه، گورخانه و نگارخانه در مجاورت آرامگاه وجود داشت. طبق اسناد ضبط شده دوازده قاری قرآن در شش حجره در آرامگاه زندگی میكردند و برای روح متوفّی كه در قبرستان همجوار دفن میشود طلب مغفرت كنند.در مقابل آرامگاه چشمهآبی وجود دارد كه آب آن مقدّس و شفا دهنده است. بر طبق افسانهها اين چشمه زمانی تشكيل شد كه امام علی(ع) عصای خود را در كوه درياچه اويكول(در محدوده تركمنستان امروزی) قرار دادند و چشمهای نزديك پای حضرت شاه در قبر وی در اوراتپّه ظاهر شد.
بهترین زمان سفر به تاجیکستان
بهترین زمان برای سفر به تاجیکستان بهطور کلی از اردیبهشت تا مهر (می تا اکتبر) است، زمانی که آبوهوا در بیشتر مناطق معتدل و دلپذیر بوده و جادههای کوهستانی قابلدسترسی هستند. در این ماهها، دشتهای شمالی و درههای سرسبز مانند رودخانه زرافشان و دریاچه اسکندرکول در اوج زیبایی خود قرار دارند و فرصتهای بینظیری برای طبیعتگردی و کوهنوردی فراهم میکنند. همچنین، جشنوارههای فرهنگی و رویدادهای محلی در این فصلها برگزار میشوند که میتوانند تجربهی سفر را غنیتر کنند. با این حال، اگر هدف شما بازدید از مناطق مرتفع پامیر یا بدخشان باشد، بهترین زمان تیر تا شهریور (ژوئن تا سپتامبر) است، زیرا در سایر ماهها، سرمای شدید و بارش برف ممکن است رفتوآمد را دشوار کند. از سوی دیگر، سفر در زمستان بهویژه در دوشنبه و خجند میتواند برای علاقهمندان به ورزشهای زمستانی و تجربهی فرهنگ محلی در فضایی آرام جذاب باشد، هرچند باید آمادهی سرمای هوا و محدودیتهای حملونقل بود. انتخاب زمان سفر به تاجیکستان، در نهایت به اولویتهای شما و مقاصد موردنظرتان بستگی دارد.
درّه زرافشان، تلاقی فرهنگ و تاریخ باستانی در تاجیکستان
دره زرافشان، سرزمینی وسیع و پر از تضادهاست. با تاریخی منزوی و اسرارآمیز که هالهای از رمز و راز را به خود گرفته است، این دره برای هر کسی که میخواهد بقایای جاده ابریشم، فرهنگهای باستانی و منزوی، و فرصتی برای تجربه تاریخ هزاران ساله را از نزدیک ببیند، یک مقصد ضروری است. این دره محل تلاقی سغدیها و سایر قبایل آسیای مرکزی است، تمدنهایی که به زمان اسکندر مقدونی بازمیگردند و هنوز هم سنتهای خود را حفظ کردهاند. میراث شگفتانگیز آنها در سنگنوشتههای محوطههای باستانشناسی پنجکنت و سرزم حک شده است.
درّه فرغانه، نگین گردشگری تاجیکستان
دره فرغانه، که گاهی اوقات به صورت «فرغانه» یا «فرقانه» نوشته میشود، درهای سهگوش است که شمال تاجیکستان را به انتهای جنوبی قرقیزستان و بخش شرقی ازبکستان در آسیای مرکزی متصل میکند. این منطقه باستانی که کاملاً دور از مسیرهای معمول گردشگری قرار دارد، با مساجد قدیمی، مدارس جذاب، مردم دوستداشتنی و بازارهای شلوغی که صنایع دستی سنتی از سفالهای دستساز تا بهترین ابریشمها را به نمایش میگذارند، شناخته میشود.
کوهستان فان در استان سغد تاجیکستان
کوههای فان، غربیترین بخش رشتهکوه پامیر-آلای، یک مانع طبیعی عظیم هستند که در استان سغد شمال تاجیکستان، رشتهکوههای زرافشان و حصار را قطع میکنند. این کوهها بلندترین بخش رشتهکوه زرافشان را تشکیل میدهند و چه با پای پیاده و چه با ماشین به آنها نزدیک شوید، نمیتوانید از عظمت و زیبایی آنها شگفتزده نشوید.
عجایب گردشگری تاجیکستان: موزه تاريخی شهر خجند
موزه تاریخی شهر خجند چندين سال پیش گشایش یافت. اين موزه هم اکنون به مهمترین مکان دیدنی شهر تبدیل شده و بازدید از آن جزء برنامههای حتمی ميهمانان دوّمین شهر بزرگ تاجیکستان است. نمای ساختمان آن که به استحکامات عظیم باستانی میماند، یادآور دژ بزرگی است که زمانی در کرانۀ رود سیر(#سیحون) خودنمایی میکرد و گویا در سدۀ چهارم پیش از میلاد دیدبانگاه لشکر اسکندر مقدونی بوده است. بازماندههای آن دژ کهن را میتوان درست در کنار همین ساختمان جدید امروزي به نظاره نشست. در واقع بنای جديد موزه تاریخی خجند در گوشۀ راست همان دژ باستانی بنا شده است.
مشاهیر
مهمانبختی_محبتاف از چهرههای برجسته فرهنگی و ادبی #تاجیکستان است که به مدت ده سال، از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۱، ریاست اتحادیه نویسندگان این کشور را بر عهده داشت. او در دوران زمامداری خود نقش مهمی در ثبات و پویایی فعالیتهای ادبی تاجیکستان ایفا کرد و روابط فرهنگی با دیگر کشورها، به ویژه ایران، را گسترش داد. تحت رهبری او، تبادلهای ادبی و برگزاری همایشهای مشترک میان نویسندگان تاجیکستان و ایران تقویت شد، که این امر به غنای دیالوگ فرهنگی بین دو حوزه فارسیزبان کمک شایانی کرد.پیش از ریاست بر اتحادیه نویسندگان، مهمانبختی به عنوان یک شاعر و ادیب شناخته میشد و همزمان در عرصه سیاسی نیز فعالیت داشت. او در سالهای پایانی اتحاد شوروی و اوایل استقلال تاجیکستان در مناصب سیاسی مختلفی خدمت کرد و تجربیات گستردهای در عرصه عمومی کسب نمود. این پیشینه، به او امکان داد تا در دوران ریاست خود بر اتحادیه، نه تنها به مسائل ادبی بپردازد، بلکه با درایت سیاسی، فضای مناسبی برای رشد ادبیات معاصر تاجیک فراهم آورد.اتحادیه نویسندگان تاجیکستان، به عنوان نهادی با پیشینه تاریخی و تأثیرگذار، در طول ریاست مهمانبختی دورهای از ثبات و تحرک را پشت سر گذاشت. پس از او، ناصر جان سعیدی در سال ۲۰۲۱ عهدهدار این مسئولیت شد. امروز مهمانبختی به عنوان یکی از بنیانگذاران تعاملات فرهنگی نوین تاجیکستان با جهان فارسیزبان به شمار میرود و نقش او در تقویت پیوندهای ادبی میان تاجیکستان و ایران قابل توجه است.***از ازل تا به ابد قسمت من ایران استکه نشــانش پرِ سیمرغ و دل شیران استهمه گویند که ایران چه بزرگ است ، بزرگاین همــه در سخن و در خرد پیران استتا ابد دشمنت ای کشور زیبا حتیاز بلندای مقام تو بسی حیران استبخت بد بین که میان تو و من فاصلههاستتخت سامان و قباد من و تو ایران استدوستم قیمت همبستی و هم دستی دانکه همین روزی ما از فلک و دوران استره مهر من و تو میگذرد از راهیکز بخارا و دوشنبه به دل تهران است
0 نظر